تبليغاتX
ایران و جامعه جهانی
 

بسياري  از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر اگزوپري را مي شناسند. اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد …
قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد . او  تجربه هاي حيرت آو  خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است . در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مينويسد :
 
مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند  در رفته باشد يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا  ايستاده بود . فرياد زدم "هي رفيق  كبريت داري؟! "  به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد . نزديك تر كه آمد  و كبريتش را روشن كرد  بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب،   شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم  لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ....
ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد 

من حالا با علم به اينكه او نه يك  نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود .
پرسيد: " بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را   به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش "
او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.
 
يك لبخند زندگي مرا نجات داد ...
 
بله لبخند بدون برنامه ريزي بدون حسابگري لبخندي طبيعي  زيباترين پل ارتباطي آدم هاست ما  لايه هايي را براي حفاظت از خود مي سازيم . لايه مدارج علمي و مدارك دانشگاهي ، لايه موقعيت شغلي واين كه دوست داريم ما را آن گونه ببينند كه نيستيم . زير همه اين لايه ها  من حقيقي وارزشمند نهفته است. 
من ترسي ندارم از اين كه آن را روح بنامم من ايمان دارم كه روح هاي انسان ها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين روح ها با يكديگر هيچ خصومتي ندارد. متاسفانه روح ما در زير لايه هايي ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكي هم به خرج مي دهيم ما از يكديگر جدا مي سازند و بين ما فاصله هايي را پديد مي آورند وسبب تنهايي و انزوايي ما مي شوند.
 
داستان اگزوپري داستان لحظه جادويي پيوند دو روح است
 
آدمي به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن  به يك نوزاد اين پيوند روحاني را احساس مي كند. وقتي كودكي را مي بينيم چرا لبخند مي زنيم؟ چون انسان را پيش روي خود مي بينيم كه هيچ يك از لايه هايي را كه نام برديم  روي من طبيعي خود نكشيده است و با هم وجود خود و بي هيچ شائبه اي به ما لبخند مي زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ مي‌دهد...

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 14:43  توسط م.م  | 

چندی پیش در جریان ایام نیمه شعبان ملاحظاتی داشتم که به بحث در اندیشکده کشیده شد و دوستان نظرات تامل برانگیزی ارائه کردند که در لینک زیر می توانید آنها را بخوانید، خواندن این نظرات خالی از لطف نیست!

http://sociologyiniran.ning.com/forum/topic/show?id=2266184%3ATopic%3A274&page=2&commentId=2266184%3AComment%3A10644&x=1#2266184Comment10644

وندال هاي مدرنيته

"نگاهي جامعه شناسانه به پديده ونداليسم"

<روزگاري در سرزمين هاي واقع در ميان دو رودخانه بزرگ <اودر> و <ويستول> قومي به نام <وندال> به پادشاهي ژانسريك يا گنسريك كه از 428 تا 477 ميلادي سلطنت را به عهده داشت، زندگي مي كردند. وندال ها كه پيش تر سرزمين هاي گل (فرانسه امروز) و اسپانيا را به تصرف خود درآورده بودند به متصرفات روم در آفريقا حمله كرده، كاراتاژ را گرفته و بر مديترانه مستولي شدند. آنان بر سر راه خود از آبادي و آباداني هر چه ديدند نابود و تاراج كرده و چيزي بر جاي باقي ننهادند. همين شهرت تاريخي سبب شده است وندال ها را بعدا ونداليسم بنامند.>11) امروزه اين پديده در همه جا بيداد مي كند و همه تقريبا شاهد عوارض آن هستيم.
    نوشتن و حكاكي روي ديوارهاي موسسه هاي عمومي، روي صندلي هاي اتوبوس هاي شهري و نوشتن انواع يادگاري ها بر ديوار و ستون هاي مكان هاي باستاني و آثار تاريخي و كتاب هاي كتابخانه ها، تلفن هاي عمومي و ده ها موضوع مورد تخريب ديگر از جمله مقوله هايي هستند كه در اثر ونداليسم متحمل خسارت مي شوند.
    ونداليسم يا تخريب اموال عمومي يكي از آسيب هاي بارز اجتماعي و معضلات جوامع شهري به ويژه در حاشيه آنها است كه متاثر از رفتارهاي گروهي افراد است كه همگام با رشد و توسعه شتابزده شهر و دروني نشدن فرهنگ شهرنشيني بين جوامع مختلف به وجود آمده است. به طور كلي اين پديده را مي توان مانند هر مساله اجتماعي ديگر نمودي از نابساماني و عدم كاركرد صحيح برخي نهادهاي ذيربط آن مساله در جامعه دانست. در بسياري از شهرهاي بزرگ ونداليسم به صورت يك مشكل اجتماعي حاد مطرح است كه نه تنها سلامتي و امنيت جامعه را به مخاطره مي اندازد، بلكه هزينه هاي مالي زيادي را بر مسوولان شهرها وارد مي كند.
   

 براساس گزارش هاي ارائه شده و آمارهاي مربوط به موضوعات ونداليسم در برخي كشورها نظير ايالات متحده، كانادا، روسيه، سوئد، انگلستان، هلند، فرانسه، آلمان و استراليا، تخريب اموال از رايج ترين صور رفتار بزهكارانه و ونداليستي در جامعه آنها محسوب مي شود.
    به نظر مي رسد علت بروز اين پديده را بايد در تحولات شهرنشيني، به هم ريختن روابط و مناسبات جمعي، بسط تمدن ماشيني، از دست رفتن زندگي ساده و مبتني بر روابط عاطفي و ترويج زندگي مبتني بر روابط رسمي و بي روح همراه با فردگرايي مفرط، رقابت سرسختانه و فردگرايي افراطي جست وجو كرد.
   

 توسعه جامعه مدرن خصوصا شهرها و تحولاتي كه در سطح ساختارهاي اجتماعي و روابط و مناسبات جمعي در دوران جديد به وجود آمده تمامي شئون و جنبه هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي را متاثر ساخته و در دنياي امروز، روابط انسان ها در معرض تغيير و تحول و پيچيده تر شدن دائم و مستمر قرار دارد. تمدن ماشيني امروز به دنبال خود توسعه شهرهاي صنعتي، ايجاد محلات پرجمعيت، تغيير زندگي ساده قديمي و تبديل آن به يك زندگي پرتجمل و پيچيده، بر روابط رسمي و بي روح همراه با فردگرايي مفرط، عقده هاي رواني پنهاني و آرزوهاي ناكام مانده، درماندگي، سرخوردگي، ناتواني و اجحاف را به ارمغان آورده است. <اين جوامع پيامد ديگري نيز داشته و آن عصيان روزافزون انسان ها علي الخصوص نسل جوان در برابر واقعيات اجتماعي و نيروهاي بيروني است. به ويژه سرپيچي و عدم متابعت از قواعد و سنجه هاي حاكم بر روابط اجتماعي و طغيان عليه نظم دستوري جامعه و واكنش به محرك هاي بيروني در فرم عكس العمل هاي منفي يكي از مهم ترين و شاخص ترين واكنش هاي رفتاري برخي از گروه ها و افراد در جامعه امروز است.>22)
    براساس تحقيقات انجام شده در جهان، اعمال ونداليستي به طور وسيع توسط جوانان انجام مي شود بدون آنكه بدانند اين عمل جرم است. آنها اعمال خود را نوعي شوخي مي دانند. اين واقعيت كه اغلب حين اعمال ونداليسم چيزي دزديده نمي شود، اين مفهوم را تقويت مي كند كه آنها شيطنت مي كنند، اما بزهكار نيستند، بلكه تخريب اموال براي آنها تفريح و هيجان مي آورد و در واقع اعتراضي به موقعيت مبهم آنها در ساختار اجتماعي است كه در ايران اين موضوع بيشتر در بازي فوتبال ديده مي شود.
    تجمعات تماشاگران فوتبال به خاطر عوامل مختلفي از قبيل انبوه مردم در مكان هاي خاص و تحريك احساسات از طريق رسانه هاي عمومي باعث ايجاد انبوه خلق مي شود كه فضاي مناسبي براي تخليه هيجانات دروني افراد يك جامعه محسوب مي شود و اين مقوله در جوامعي كه اكثريت آن جوان است بيشتر به چشم مي آيد ولي گاه در اين بازي ها تخليه هيجانات به گونه اي ديگري ظهور مي كند كه باعث هراس دولتمردان در جامعه مي شود.
  

  طرفداران هر دو تيم با داد و فرياد و با به اهتزار درآوردن پرچم سعي دارند قدرت خود را در معرض نمايش بگذارند و با شكستن شيشه هاي اتومبيل و اتوبوس اين اقتدار خود را دوچندان كنند. معلوم نيست اين سنت ديرينه در ميان هواداران فوتبال ريشه در كدام اعتقاد دارد. تجمع انبوه جمعيت تماشاگران از مناطق و بعضا شهرهاي مختلف كه يكديگر را نمي شناسند، اهرم هاي دروني كنترل و نظارت بر رفتار را تضعيف مي كند. اين گم شدگي در انبوه خلق به فرد اجازه مي دهد تمايلات فروخورده هنجارشكنانه خود را بروز داده و دست به هر كاري از جمله خشونت و تخريب اموال و امكانات عمومي بزنند.
    <محققان آسيب هاي اجتماعي دريافته اند كه شرايط و محيط اجتماعي افراد در شكل گيري شخصيت وندال در آنها نقشي تعيين كننده داشته اند كه ريشه هاي آن را مي توان در محيط خانواده يافت. در اين خصوص دو ديدگاه متفاوت و حتي در برخي موارد متضاد در مورد ونداليسم ارائه شده است؛ ديدگاه نخست بر اين باور است كه ونداليسم معمولادر خانه هايي غيرمنضبط با والديني سردرگم و مردد و نامطمئن از ارزش ها و فلسفه اجتماعي خويش پرورش مي يابد و غالبا احساس درماندگي و احساس اجحاف خود را به صورت قهرآميز و پرخاشگرانه در مقابل نسل بزرگ تر، صاحبان قدرت و همه نهادها و سازمان هاي تاسيس شده در جامعه نشان مي دهند.>33< )ديدگاهي ديگر ونداليسم را نتيجه مستقيم بريدگي و عدم پيوندي مي داند كه بين ارزش هاي تحميل شده از سوي نهادهاي پرورشي با آنچه به منزله شرايط و واقعيت هاي حاكم بر جامعه مطرح است، پديد مي آيد.>44) آن تجويزها از والدين و مدرسه گرفته تا دولت و رسانه ها را دربر مي گيرند.

ديدگاه نخست ونداليسم را به جوانان محدود مي كند و خانواده آنان را به چشم وندال نمي بيند، از اين رو بي نظمي ها و سهل انگاري والدين را دليل آن مي بيند، در حالي كه در ديدگاه دوم والدين خانواده نيز مي توانند جزو اشخاص وندال باشند، بنابراين هنجارگريزي و بي نظمي آنها همچون فرزندان شان معلول تجويزات و سختگيري هاي جامعه است نه سهل انگاري ها و نظم گريزي ها. توجه به اين نكته بسيار ضروري است زيرا با معكوس شدن علت واقعي ونداليسم از سختگيري و تجويزات به سهل انگاري و بي نظمي، پديده ونداليسم نه تنها برطرف نمي شود، بلكه گسترش مي يابد.
    به نظر مي رسد هنگامي كه فاصله بين فرهنگ عمومي و فرهنگ رسمي زياد باشد، به افزايش فاصله انتظارات و خواسته هاي جوانان با شرايط واقعي حاكم بر واقعيات مي انجامد.
  

  <به عبارتي ديگر، اگر تفاوت هاي نسلي در جامعه به حدي برسد كه شكاف محسوسي را نشان دهد، آنگاه نسل ها در تقابل با يكديگر چند راه پيش روي دارند، نسلي كه نهادهاي جامعه را در كنترل هنجارها، نگرش ها، رفتارها و الگوهاي خود دارد به نگرش ها، هنجارها و الگوهاي نسلي كه در زيردست او پرورده مي شود، توجه نكرده و كاملاتجويزي و يك طرفه باشد، اولين گام را براي تشكيل پديده ونداليسم برداشته است.>55)
    به زعم هوبر 19911) و ويلكينسن 19955) عصيان روزافزون انسان، به خصوص نسل جوان، نه تنها نشان دهنده احساس اجحاف و درماندگي توام با خشم، پرخاشگري و آشوبگري آنان است بلكه معرف تحميلات اجتماعي و تجويزهاي نيروهاي بيروني در جامعه اي است كه به جاي در نظر گرفتن نگرش ها، باورها، رفتارها و الگوهاي فرد، گروه، قشر يا نسلي ديگر، تنها نگرش ها و الگوهاي خود را به آنان تجويز مي كند.66)
  

  اين موضوع وقتي شدت مي يابد كه فرد گمنام باشد زيرا گروه باعث ايجاد جرات و انگيزه براي تخليه هيجانات مي شود و فرد به خاطر اينكه در گروه گمنام مي شود احساس خطر نمي كند و در واقع مسووليت اعمال، پخش مي شود و به همين خاطر است كه رفتار پرخاشگرانه و غيراخلاقي دسته هاي اوباش، در رفتارهاي گروهي و جمعيت ها رسوخ كرده و باعث شكننده شدن حس اخلاقي و خويشتنداري آنها مي شود به طوري كه هيچ فردي به تنهايي مرتكب اين اعمال نمي شود. در اين شرايط، افراد احساس مي كنند كه هويت فردي خود را از دست داده و به صورت فردي گمنام در گروه حل شده اند و رفتارهاي ناگهاني ويژه اين جمعيت هاي لجام گسيخته با ملاحظات اخلاقي و قانوني كمتري روبه رو مي شود. در واقع عواملي چون گمنامي، وحدت گروهي، تمركز بر رويدادهاي بيروني، انگيزش شديد كاهش يافتن توانايي برنامه ريزي منطقي، كاهش اعتنا به ارزيابي ديگران، حساسيت بيشتر در برابر نشانه هاي فوري و حالات هيجاني كاهش يافته باعث مي شود خودآگاهي فرد كاهش يافته و در نتيجه فرد، فرديت خود را از دست داده و در گروه گم شود. چراكه اگر تراكم فيزيكي و اخلاقي با چاشني هيجان و احساسات در يك مسابقه ورزشي همراه شود به طور طبيعي به خشونت و درگيري مي انجامد و همين عوامل است كه باعث مي شود افرادي كه بعد از اغتشاشات دستگير مي شوند از خيلي از اقدامات خود تعجب كرده و تبري بجويند.
    
    منابع:
    1- ژانورن، پاتريس 13677) ونداليسم، بيماري جهاني خرابكاري، ترجمه فرخ ماهان، مجله دانشمند، ص 52
    2- محسني تبريزي، عليرضا 13833) رفتار ونداليستي در مباحث آسيب شناسي و كژرفتاري اجتماعي، تهران، نشر آن. ص 28
    8 .1973 .- Feuer. L، The Conflict of Generation، N. Y. Basic Books3
    52 .1971 .- Flacks. R، Social and Cultural Meaning of Student Revolt، Social Problems4
    5- احمدي علي آبادي، كاوه 13811) برنامه ريزي بلندمدت بخش اجتماعي و فرهنگي، سازمان مديريت و برنامه ريزي، تهران. ص 85
    6- محسني تبريزي، عليرضا 13677) مباني نظري و تجربي ونداليسم، نامه علوم اجتماعي، شماره 7، ص 28

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 1:18  توسط م.م  | 

 

ازدواج در ضرب‌المثل‌های جهان

 

١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی)

٢ - مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی )

۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يونانی )

٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی )

٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی )

٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )

٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی )

٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی)

١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بد اخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل ايتاليايی )

١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی )

١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی )

١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چينی )

١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايی)

١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )

١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايی )

١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط )

٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند )

٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )

٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)

٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )

٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . ( بردون)

٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سونی اسمارت)

٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )

٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين )

٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. ( اسمايلز )

٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. ( فرانكلين )

٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می ميرند. ( سعيد نفيسی )

٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)

٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هيچ نظريه ای نيستم . ( لرد لوچستر)

٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)

٤٠- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش . ( سينكالويس)

٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد . ( پاستور )

٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. ( سقراط)

٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( يكی از دانشمندان لهستانی )

٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)

٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستی)

٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)

٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا می كنند. ( شاو)

٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی ، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندی )

٥١ – هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)

٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی )

٥٣ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )

٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )

٥٥ – ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )

٥٦ – زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند . (ضرب المثل آلمانی )

٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )

٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی . (ولتر )

٥٩ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 1:21  توسط م.م  |